coloured accounting background design 1151 88 1 - شاخص های مالی

شاخص های مالی

 

 

شاخص ها:

 

نسبت فروش به سرمایه در گردش

 

ضروری است برای کاهش نیازهای تامین مالی، مبلغ وجوه نقد مورد استفاده در سازمان را در میزان حداقلی نگه داریم. یکی از بهترین شیوه­ها برای تعیین میزان تغییرات در استفاده از وجوه­نقد در طول زمان، نسبت فروش به سرمایه­درگردش است. این نسبت نشان می­دهد چه میزان نقد برای حفظ سطح خاصی از فروش­ها نیاز است. این نسبت هنگامی اثربخش­تر است ­که به روند آن توجه­کنیم بطوری­که مدیر می­تواند ببیند آیا تغییرات بلندمدت در مبلغ وجوه­نقد مورد نیاز موسسه برای ایجاد همان مبلغ فروش وجود دارد.

 

نسبت فروش به هزینه­ های اداری

 

مساله کلیدی، میزان هزینه سربار مورد نیاز برای حفظ سطح خاصی از حجم فروش است. برای نمونه، شرکتی با استرتژی فروش سفارش­های خیلی اندک به مشتریانش نیاز به بخش حسابداری بزرگی نه تنها برای انتشار تعداد زیادی از فاکتورها بلکه برای پردازش تعداد زیادی از پرداخت­ ها دارد. به طور مشابه اگر شرکت نیاز به کارکنان زیادی برای ایجاد درآمد داشته باشد (مثل زنجیره رستوران)، پرسنل منابع انسانی به­همان نسبت بزرگ می­باشد. در چنین مواردی لازم است، اطمینان حاصل کنیم؛ هزینه­های اداری با چنان دقتی کنترل شده­اند که اثر زیادی بر روی سود ندارند.

 

نسبت هزینه تعمیر و نگهداری به دارایی­ های ثابت

 

این نسبت برای برآورد سن گروه مشترک دارایی­های ثابت گزارش­ شده در صورت­های مالی سودمند است. اگر این نسبت روند افزایشی داشته باشد، شرکت احتمالاً به جایگزین­ هایی برای دارایی نیاز دارد. همچنین روند افزایشی بیانگر مصرف زیاد دارایی است که نیاز به تعمیرات پیشرفته نابهنگام کار دارد. اگر نسبت بالا به طور ناگهانی بدون افزایش هم­زمان در مبلغ دارایی­ های ثابت، کاهش ­یابد، بیانگر آن است که اعتبار نقدی شرکت تمام شده و نمی­تواند از پس تعمیرات دارایی­ های جاری برآید یا اینکه دارایی جدیدی بخرد.

 

نسبت هزینه­ های فروش به فروش

 

برخی فروش­ ها برای شرکت آنقدر هزینه­ بر پیوسته هستند که حاشیه کسب­ شده از هر فروش حتی هزینه­ های فروش را هم پوشش نمی­دهد. این نسبت برای تعیین هزینه متغیر فروش مناسب است تا اینکه مدیریت بتواند تعیین کند که آیا سیستم­ های فروش باید تغییر کند تا به رویکرد هزینه کمتر منجر شود.

 

نرخ سربار

 

نرخ سربار برای تعیین هزینه سربار استفاده می­شود و بهتر است برای یک واحد تولیدی بامحصول تکمیل­ شده یا مبالغی از خدمات ارائه شده به مشتری استفاده شود.

 

نسبت سربار به بهای تمام شده فروش

 

روند بلندمدت در طول قرون گذشته بیانگر جایگزین تدریجی هزینه­های کار مستقیم با هزینه­های سربار در بهای­ تمام ­شده کالای فروش­رفته است. اکنون سربار بیشترین سهم هزینه­ ها را در این طبقه برای شرکت­ها دارد. باوجود اهمیت فزاینده آن، نسبت سربار به بهای ­تمام ­شده فروش مورد نیاز است تا این­که مدیران بتوانند ببینند که آیا افزایش مستمری در هزینه سرباری وجود دارد که نیاز به کاهش داشته باشد.

 

گردش سرمایه

 

سنجه گردش سرمایه توسط سرمایه­ گذاران استفاده می­شود تا توانایی شرکت را برای تبدیل حقوق­ مالکانه و بدهی به مبالغ فروش تعیین کنند. نسبت بالای فروش به حقوق­ مالکانه و بدهی بیانگر سطح بالایی از کارایی در ایجاد فروش است. روند این معیار باید بررسی شود تا دید تا مشخص شود که آیا تغییراتی در سطح کارایی فروش در طول زمان وجود دارد.

 

نسبت دارایی های عملیاتی

 

تنها سنجه این فصل است که فقط مبتنی بر اطلاعات ترازنامه است و برای استفاده مدیران طراحی شده تا بتوانند تعیین کنند؛ کدام دارایی را می­توان با اطمینان از شرکت حذف کرد بدون این­که قابلیت ­های عملیاتی­اش از بین برود. درنتیجه دارایی ­هایی که بازده سرمایه­ گذاری ایجاد نمی­کنند را می­توان را حذف کرد.

 

حاشیه فروش

 

برای محاسبه این نسبت فروش، هزینه­ های توزیع و بهای فروش را جمع­ آوری می­کنیم. درنتیجه همه سودها را از فعالیت­ های درآمد زای شرکت جدا می­کند. بعلاوه می­تواند به عنوان حاشیه سود قبل از هزینه­ های اداری درنظرگرفته شود

 

نسبت وجه نقد به سرمایه در گردش

 

این نسبت برای تعیین درصدی از سرمایه در گردش سودمند است که از نقد و یا سرمایه­ گذاری­ای تشکیل شده­ اند که به راحتی به وجه نقد تبدیل می­شود. اگر این نسبت پایین باشد، بیانگر این است که شرکت برای پرداخت تعهدات کوتاه­ مدتش به دلیل فقدان وجه نقد مشکل دارد.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *